|
شنیده ای که می گویند این ره به ترکستان است؟ درد دلتنگی درد عجیبی ست.... درد همان دوشنبه شب که تو شاید (شاید!) به سوگ آن قلب ایستاده نشسته بودی و درد یک تصمیم کبری درد ۱۰ ام بهمن... یادت که می آید؟! هــــــــــی عزیزکم.... سردی به پایان رسیده است٬ شاد باش ۲ ماه٬ اتهام آن همه سردی جنگ به پایان رسیده است خوب ببین دست بالا برده ام را.... چه آسان می فروشی به اندک اس ام اسی که از آن من نبود که کاهدون از من بود و کاه از من نبود و اصرار بر دروغ نامی من مجالی برای رهایی از اتهام نبود آره عزیزکم هرچه دل تنگت میخواهد بگو آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب راستی تو یادت می آید آن نگاه مشتاقانه ی خیابان بهشت را؟ آره اینطوریااااا
.
"شین" بذار بین دو حرف قاف و عین میشه انتخاب : ما "میر حسین"!
نیاز دارم به یک هم دم به یک مونس به کسی که بشود گفت دوستت دارم كه با من باشد آگاه از رخساره ي من همان كه خبر مي دهد از سر درون كه مرا دعوا نكند كه اگر برد مرا شيدا نكند كه نباشم آن دروغگوي بي همه چيز من يك كاتاليزور نباشم كه مشكلات را حل بكنم كه خودم باشم! بي شايبه ي هيچ ! پ.ن: عيدتان مبارك!
من براش همونقدر ارزش دارم که میلیون ها آدمی که میتونن بیان توی نت و یه صفحه ی اینترنتی رو باز کنن! هــــــــــــــــــی.... خودم قبلا اینو دیده بودم.
و من چقدر بزرگ میباشم
و بزرگ می اندیشم و تو چه اندازه کوچک .!. با یک رفتار بچه گانه.....
<< .... نمی خوام فکر کنی دارم بهت ترحم می کنم که آره.... تو هم میتونی راست بگی! اما راستش رو بخوای میخوام بهم ثابت بشه که ... هم میتونه راست بگه. همونجور که من از کسی خوشم میومد و دوسش داشتم و عاشقش بودم و چون بهش دروغ گفتم گذاشت و رفت. من دیگه هیچ وقت دروغ نگفتم چون بهش وفادار بودم.....>>
اخلاق جالبی دارد اصولا نمیشه گفت : این کارت قشنگ نبود (!) حالا با هر لحن ممکن که بگویی . او تو را متهم به و اینکه فکر می کرده است که از اول هم به دنبال چه بوده ای؟!؟!
معشوقه ما اراده فرمودند موضوع به مادر گرامشان پيش كش داشتند و از آنجايي كه ما يك وجهه ي منفوري در نزدشان داريم با شعار "خطرناكه حسن خطرنـــــــــــــاكه...." معشوقه را اندرز دادند و نكته قابل اتكا اين است كه ايشان به هيچ عنوان از ما دفاع نكرده و با جمله "چشم ميدونم حواسم رو جمع مي كنم" بسيار ما را سرافراز و رنگارنگ از جمله رنگ هاي قهوه اي نمودند امضا: متهم فراري تحت پيگرد توسط مادر معشوقه
ممنون که زنگ زدی....
پسرک عصبانی نیست.... فقط سراغ لاک خود رفته است .
او مرا دوست دارد
او فقط کنجکاو است.... فقط لفظ کنجکاو مورد نظر است نه لفظ دیگر پدرم به راحتی موبایل مرا چک می کند به راحتی پیامک های شخصی مرا میخواند تا اینکه مبادا دخترکی پتیاره مرا اغفال کرده باشد حال که نمی داند اصولا بنده اغفال می کنم نه آنها و اینکه نمی داند من چقدر از این کنجکاوی او متنفرم! و اینکه نمی فهمد یک انسان برای چه دایم موبایلش پسوورد می خواهد آری پدر است.... اما دگر نمی شود که مرا به مسافرت بفرستد تا اتاق مرا بگردد تا سیگاری سی دی یا هر چیز مانند آن پیدا کند بد توهمی است برادر من که تو دایم به دنبال پیدا کردن اینجا باشی و من هر لحظه هر ثانیه تمامی آنچه را که به آن مربوط باشد را ری موو و می کنم برهان من برای پیش کش کردن نوت بوکت این است آری....یک کنجکاوی.... یک کنجکاوی احمقانه..... + آنچه را که میخواهی برادر من.....آنقدر ها هم ارزشش را ندارد...ندارد! + امیدوارم اینجا را بخوانی....
+ دیدیش؟
اوهوم.... + چه دافیه....چه آماری میداد! اوهوم + برم بزنم؟ نمیدونم...من میرم کلاس دارم یک ماه بعد + عاشقشم دیوونه شمممممم.... اوکی.... + یه چیزی بگم دلت آب شه؟! + یه جایی ش خال داره که آدم حض میکنه... زیر سینه ی سمت چپش که وقتی میخوریش تنت ریش ریش میشه + تو ؟!.....تو از کجا میدونستی؟!.... من: ...... پ.ن: مادر من..... مرا به گل کشید و رفت.... پ.ن: اگر یک روز گذاشتم و رفتم ناراحت نشو.....شاید دیگه نمی تونستم بهت فرصت بدم!
میری سینما.... از قبل تعریفای خیلی زیادی شنیدی.... و البته نقد های بسیار فیلم شروع می شود و تو آن را میبینی تعلیق تو را مسحور می کند! فیلم تمام می شود هیجان....هیجان...هیجان زده شده ای.... یک ساعت بعد آرام میگیری و حالا این فیلم است که تو را می بلعد عشق این است.... فیلم خوب این است + درباره ی الی....عیار ۱۴ .....وقتی همه خوابیم....تردید.....پیتچی سه بار در نمی زند.....سوپر استار ....بیست
پر رو شدن اندازه نداره که.... تو نمیدانی.....
نگاه را نخواهی فهمید هیچگاه! نگاه نمی تواند سخن بگوید !
حس گلشیفته فراهانی رو دارم توی سکانس پایانی. + من عاشق شدم!....عا شق اصغر فرهادی. + بازیا عالی فیلنامه عالی کارگردانی عالی دیگه چی می خوای؟ + باورت میشه تا آخر فیلم هیچی رو نتونستم حدس بزنم؟!....وااااای من دیوونه شدم! + از شخصیت صابر ابر خوشم اومد.
گاهی ما پشت سینما قایم می شویم پشت یک دیالوگ یک تصویر یک نگاه! .... بیضایی کاهانی فرهادی میلانی شهبازی اینها جایزه بران امسال هستند. + من خودم هستم.... بیخود این آینه را روبروی خاطره نگیر...هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است....تنها شبی هفت ساله خوابیدم.... و بامدادان هزار ساله برخاستم
اینکه ما را یک آدم عوضی تصور می کند آیا تا به حال آدم عوضی دیده است؟(!)
اگر آن روز که انسان را میآفرید، کمی آن دور و اطراف دموکراسی بود، نظرات دیگران را هم میشنید و امروز تقدیر چنین نبود
ب ب ب ب ب ب ب ب ب ب ب ب.....
دبیری: ... و نظریه ی دکتر روانکاو، سماواتی.
صدای تیک تیک ساعت رو نمی شنوی؟ وقت رفتن است برادر.... گلویم را گرفته است چنگ میزند و چنگ میزند میخواهم بروم..... سر قله ی قاف که دگر نام نباشد از من +پسرک عصبانی.....سکوت!
بدبختی اندازه ندارد که.... توهم بد دردیست خواهر من....
میدانی تلافی چیست؟
تلافی این است که دخترکی که شش ماهی است که تو رابا چشم هایش دارد میخورد در خیابان در کلاس در دستشویی حتی یک پیشنهاد سنگین تریپ لاو بدی که آره من از وقتی تو رو دیدم عاشقت.... تا تو از حسادت بترکی! +اونقدر آدم قد و یه دنده ای هستم که تا آخر عمرم حتی به سایه توهم اعتنا نکنم.... +چقدر خسته ام....کارای اداره یه طرف این بچه(!) هم یه طرف.... +چقدر مسافرت می چسبه!
عجیب دنیایی دارد
بیخیال نا آگاه و بدون درد! +سعی بر این است کمتر از پسرک عصبانی بگوییم.....ولی من همچنان عصبانیم!....حیف که اینجا رو نمی خونی! +وقتی علت چیزی رو ندونم حرص میخورم....بعد هی میریزم تو خودم! |
About![]()
حامد: چيه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟ زن بيحجاب نداريم. زن با حجابم نداريم. مرد بيغيرت نداريم. مرد با غيرتم نداريم. نوار مبتذل نداريم. ماهواره نداريم. صور قبيحه نداريم. حشيش، گرس، ترياك، ذغال خوب و رفيق ناباب نداريم. رقص، آواز، خوشي، خنده، بشكن و بالابنداز نداريم. شرمندهتونم هيچ چيز ممنوعه كلاً نداريم.. نداريم. مهمونيه ولي مهمون هم نداريم... جشن تولد يه بچهس ولي بچه هم نداريم.
تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 SpecificLinkDump
وقتی همه خواب بودند فردوسی پور بیدار بود/ انتقادپذیری ظرفیت می خواهد |